
نماز عید فطر ۵۷
در روز عید فطر سال ۱۳۵۷ مفتح در تپههای قیطریه پیشنماز بود. جمعیت حاضر نماز را به امامت مفتح برگزار کرد و به اولین تظاهرات چند ده هزار نفری[پرداخت در این راهپیمایی مردم دعوت به راهپیمایی دیگری در ۱۶ شهریور شدند. در روز ۱۶ شهریور ماموران حکومت پهلوی مفتح را به شدت مضروب کردند و روز بعد وی را دستگیر و به مدت دو ماه در زندان انداختند.
کشته شدن
وی در ۲۷ آذر ۱۳۵۸ هنگام ورود به دانشگاه تهران توسط گروه فرقان هدف گلوله قرار گرفت و به همراه دو محافظش جواد بهمنی و اصغر نعمتی در مقابل دانشکده الهیات دانشگاه تهران با رگبار گلوله کشته شد.
در این ترور چهار نفر دست داشتند، یکی راننده بود، دو نفر مأمور پاسدارها بودند و کمال یاسینی شخصاً ترور محمد مفتح را به عهده گرفته بود. کمال یاسینی جوان نوزده بیست سالهای بود. سن اینها اقتضا نمیکرد که با مفتح ارتباطی داشته باشند و اگر هم رفتوآمدی بوده، به همان صورتی که دیگران به مسجد قبا میآمدند. کمال یاسینی در واقع مسئول و برنامه ریز ترورهای گروه فرقان بود. در دادگاه گفتند که یک بار در مدرسه عالی پارس برنامه ترور مفتح را ریخته بودند که پاسداران ایشان متوجه میشوند که خاکریز نزدیک آنجا وضعیت طبیعی ندارد و از این که ماشین را در آنجا پارک کنند، پشیمان میشوند و جای دیگری میروند و در دادگاه معلوم شد که آن خاکریز را فرقانیها ساخته بودند و میخواستند همان روز، مفتح را بکشند که با تیزهوشی راننده نقشهشان عقیم ماند. یاسینی در دادگاه میگفت که چندین بار سعی کرده بودند مفتح را ترور کنند که موفق نشدند و این بار شخصاً این کار را به عهده گرفتم و دانشکده الهیات و ساعت ورود ایشان و همه جوانب را بررسی و شناسایی و بعد هم در آن روز نقشهمان را اجرا کردیم.
وی را در صحن حرم معصومه دفن کردند. روحالله خمینی روز کشته شدن او را «روز وحدت حوزه و دانشگاه» نامید.
ایرج مصداقی (به نقل از خانواده یاسینی به نقل از کمال یاسینی) درباره نحوه ترور مفتح می نویسد :
بعد از آن که مفتح از ماشین پیاده میشود و به سمت دانشکده میرود، کمال به طرف او شلیک میکند. تیر اول به پای مفتح اصابت میکند و او شروع به فرار میکند. نرسیده به پله های جلوی ساختمان، تیر دوم به شانه او اصابت میکند. بالای پلهها، قبل از این که مفتح در را باز کند و وارد ساختمان دفتر کارش شود به عقب بر میگردد که ببیند کمال کجاست. کمال تیر سوم را شلیک میکند که به سر او میخورد و منجر به مرگش میشود.
مصداقی همچنین می نویسد eکه ظاهراً عملیات از قبل لو رفته بود. اما از آنجایی که خود رژیم و یا بخشهایی از آن دل خوشی از مفتح نداشتند، دست فرقان را برای انجام عملیات باز گذاشته بودند. مفتح که از اعضای اولیه شورای انقلاب بود چندماه پس از پیروزی انقلاب با برکناری بدون سر و صدا از شورای انقلاب، به پست حاشیهای و کم اهمیتی مانند رئیس دانشکده الهیات و عضویت در شورای گسترش آموزش عالی کشور رسید. این که فرقان قصد ترور مفتح را دارد مثل روز برای مسئولان نظام روشن بود. اعضای گروه فرقان قبل از عملیات چندین مرتبه با پاسداران محافظ وی تماس گرفته بودند و به آنها گوشزد کرده بودند که عنقریب مفتح را مجازات خواهند کرد و از آنها خواسته بودند که دخالتی در این امر نکنند.
نظرات شما عزیزان: